Friday, September 28

سلام
ممنون از تبریکت پرشین عزیز
ولی تولد من یه هفته دیگست
راستی بلاگ اسپات دوباره ریخته به هم
ولی مثل اینکه تو نیمکره جنوبی دوباره به کار افتاده
راستی تولد وبلاگتون مبارک باشه ایشالا 2 سال بشه 120 سال

همیشه شاد باشین

Monday, September 24

پروانه ها




Photo :Sebastian Monzani

حق با تو بود

مي بايست مي خوابيدم

اما چيزي خوابم را آشفته كرده است

در دو ظاقچه رو به رويم شش دسته خوشه زرد گندم چيده ام

با آن گيس هاي سياه و روز پريشانشان

كاش تنها نبودم

فكر مي كني ستاره ها از خوشه ها خوششان نمي آيد ؟

كاش تنها نبودي

آن وقت كه مي تواستيم به اين موضوع و موضوعات ديگر

اينقدر بلند بلند بخنديم تا همسايه هامان از خواب بيدار شوند

مي داني ؟انگار چرخ فلك سوارم

انگار قايقي مرا مي برد

انگار روي شيب برف ها با اسكي مي روم

مرا ببخش

ولي آخر چگونه مي شود عشق را نوشت ؟مي شنوي ؟

انگار صداي شيون مي آيد گوش كن

مي دانم كه هيچ كس نمي تواند عشق را بنويسد

اما به جاي آن مي توانم قصه هاي خوبي تعريف كنم

گوش كن يكي بود يكي نبود

ني بود كه به جاي آبياري گلهاي بنفشه

به جاي خواندن آواز ماه خواهر من است

به جاي علوفه دادن به ماديان ها آبستن

به جاي پختن كلوچه شيرين

ساده و اخمودر سايه بوته هاي نيشكر نشسته بود و كتاب مي خواند

صداي شيون در اوج است مي شنوي

براي بيان عشق

به نظر شما كدام را بايد خواند ؟تاريخ يا جغرافي ؟مي داني ؟

من دلم براي تاريخ مي سوزد

براي نسل ببرهايش كه منقرض گشته اند

براي خمره هاي عسلش كه در رف ها شكسته اند

گوش كن به جاي عشق و جستجوي جوهر نيلي مي شود چيزهاي ديگر نوشت

حق با تو بود مي بايست مي خوابيدم

اما مادربزرگ ها گفته اند چشم ها نگهبان دل هايند مي داني ؟

از افسانه هاي قديم چيزهايي در ذهنم سايه وار در گذر است

كودك خرگوش پروانه

و من چقدر دلم مي خواهد همه داستانهاي پروانه ها را بدانم

كه بي نهايت بار درنامه ها و شعر ها در شعله ها سوختند

تا سند سوختن نويسنده شان باشند

پروانه ها

آخ تصور كن

آن ها در انديشه چيزي مبهم

كه انعكاس لرزاني از حس ترس و اميد را

در ذهن كوچك و رنگارنگشان مي رقصاند به گلها نزديك مي شوند

يادم مي آيد روزگاري ساده لوحانه

صحرا به صحرا و بهار به بهار دانه دانه بنفشه هاي وحشي را يك دسته مي كردم

عشق را چگونه مي شود نوشت

در گذر اين لحظات پرشتاب شبانه كه به غفلت آن سوال بي جواب گذشت

ديگر حتي فرصت دروغ هم برايم باقي نمانده است

وگرنه چشمانم را مي بستم

و به آوازي گوش ميدادم كه در آن دلي مي خواند

من تو را او را كسي را دوست مي دارم


حسین پناهی

Saturday, September 22

Are You Listening God?


Photo:Donna Geissler



So many folks feel so alone

They feel that they have failed

They don’t know where to go

They feel their ship in life has sailed

They have forgotten God it seems

Or think that He doesn’t care

They need a new direction

A direction He would love to share

Nothing can be so bad in life

That can’t be fixed inside our heart

A serious talk to God will help

At least it’s a brand new start

So try it, my friend just once and see

If your heart doesn’t change its state

Just say, “Are you listening, God?

And a commitment to Him you can make!

Monday, September 17

سلام

آقا کاوه عزیز سلام
من همچنان نمی تونم وارد صفحه کامنت خودم وبقیه اونهایی که تو بلاگ اسپات هستن بشم
البته تو صفحه لاگ این هم نمی تونم برم جدیدا یه راه دیگه پیدا کردم که وارد هوم پیجم میشم
البته اگه اینم از کار نیفته
خلاصه بساطی دارم با این بلاگ اسپات
می خواستم یه جوری آرشیو رو تو یه وبلاگ دیگه مثل بلاگ اسکای و ... منتقل کنم
دیدم شدنی نیست

خلاصه اینکه فعلا کامنتارو تو صفحه اصلی جواب می نویسم


این شاعر رو من خودم آشنایی زیاد ندارم
این شعرشو خوشم اومده بود نوشتمش
شعراشوزیاد نخوندم
!خلاصه می بخشین که اطلاعات ناقصه

Friday, September 14

باور نکن تنهایی ات را


باور نکن تنهایی ات را

باور نكن تنهايي ات را

من در تو پنهانم،تو در من


از من به من نزديكتر تو

از تو به تو نزديكتر من


باور نکن تنهایی ات را

تا یک دل و یک درد داریم

تا در عبور از کوچة عشق

بر دوش هم سر می گذاریم


دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهایی ات را

هر جای این دنیا که باشی

من با توام تنهای تنها


من با توام هر جا که هستی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه،یک روز

با هم در این عالم نباشیم


این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبة دل

با ور نکن تنهایی ات را

من با توام منزل به منزله،یک روز

با هم در این عالم نباشیم


این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبة دل

با ور نکن تنهایی ات را

من با توام منزل به منزل


اهورا ایمان

Thursday, September 13

Autumn Flowers


Photo:Mike Jones





They look a little tired now

Perhaps you too have seen

They aren’t so bright and sparkly

For the weather’s turning mean

The nights are noticeably cooler
The sun comes out quite slow

The little faces of flowers

Don’t have that summer glow

But that’s okay, of course

For the season has to change

As nature takes a drastic turn

So winter can be arranged!




Marilyn Lott

Tuesday, September 11

سلام

photo:Missy Jenkins


سلام

آقا کاوه و پرشین عزیز ممنون از این که برام کامنت گذاشتین

و به وبلاگم سر میزنین

اینارو من اومدم تو قسمت کامنت ها بنویسم ولی متاسفانه صفحه کامنت باز نمیشد البته

خود صفحه لاگ این هم چند هفته ای بود که باز نمیشد الان شانسی رفت

توی صفحه کامنته وبلاگ شما هم نمیره


منیژه جان از تو هم ممنون راستی کپی ها نرسید ها