Monday, January 26

پناه بر تو

Photo: Vitaly Karavan


خدایا به تو پناه می برم
از فهم این عشق
به تو پناه می برم 
از درک این عشق
به تو پناه می برم 
از بزرگی این عشق
به تو پناه می برم
از سنگینی بار این احساس
به تو پناه می برم
 از بزرگی این حس
به تو پناه می برم
برای هر چه صبوری
به تو پناه می برم
از خاموشی لبهایم از بیان
به تو پناه می برم
از کوچکی قلبم
 
پناه بر تو 
از فهم این
...

Friday, January 9

بی نام

یادت هست 
گفتی نشانی میهن من همین گندم سبز است
اما انگار رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری،
اما نیامده باز به جانب آن همه بی نشانی دریا بازگشتی
اما مگر نه اینکه تعبیر تمام رفتن ها 
بازگشت به زادرود شقایق است
دوباره کی به دیدنم می آیی
خیلی وقت است که از صمیم همین زندگی
سرا روی چشم به راه ماندگان تورا بوسیده ام
سلامت را به اهل هوای همیشه اینجا رسانده ام
دیگر پرندگان پر بسته نیز ، به عیوان خانه مان رسیده اند.
اینجا من در خواب این همه زمستان لنگر نشین 
هی بهار بهار برای باغ بابونه ات آرزو دارم
تا منتظر خبری خوش از تو ، تمام خوابهایت را مرور می کنم
تا تمام رویاهایت ، هر آنچه هست
همان باشد
هرچه ، ذره ذره
چه صورت ساده بوسیدن
چه بوی اردیبهشت
چه طعم آسمان در دهان آینه
چه رسیدن کسی از راه گل سرخ
...
 
اینجا عطری آشنا بر این جلد رنگین
بوی سالهای دور دریا می دهد هنوز
چیزی نمانده است
من چهل ساله خواهم شد
به رویای پروانگی پیر می شوم و از خواب آن شقایق
عطری از آواز ابریشم نخواهم شنید


مهین 
برگفته از اشعار استاد سیدعلی صالحی .


عطری از آواز ابریشم نخواهم شنید


photo: Santa Barbara



 
از باغچه های خاکستر
 خاطره ای اگر باقی ست
تنها دو دست زنانه ی پریچه ای مغموم است 
که بر شانه های خمیده من، خواب فروغ و فردایی نیامده می بیند



سید علی صالحی
.