ديگر سراغت را از نارنجِ رها شده در پيالهی آب نخواهم گرفت
ديگر سراغت را از ماه، ماهِ درشت و گلگون نخواهم گرفت
ديگر سراغت را از گلدانِ شکسته بر ايوانِ آذرماه نخواهم گرفت
ديگر نه خوابِ گريه تا سحر، نه ترسِ گمشدن از نشانیِ ماه،
!... ديگر نه بُنبستِ باد و نه بلندای ديوارِ بیسوال
... من، همين منِ ساده
باور کن برای يکبار برخاستن هزارهزار بار فروافتادهام
1 comment:
و عشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی برد
Post a Comment