Tuesday, October 30

ناگهان چقدر زود دیر می شود


به یاد قیصر امین پور
روحش شاد



وقتي تو نيست

نه هست هاي ما

چونان که بايدند

نه بايد ها...
مثل هميشه آخر حرفم

و حرف آخرم رابا بغض مي خورم

عمري است

لبخند هاي لاغر خود را

در دل ذخيره مي کنم

باشد براي روز مبادا

امادر صفحه هاي تقويم

روزي به نام روز مبادا نيست

آن روز هر چه باشد

روزي شبيه ديروز

روزي شبيه فردا

روزی درست مثل همين روزهاي ماست

اما کسي چه مي داند ؟

شايدامروز نيز روز مبادا باشد
* * *
وقتي تو نيستي نه هست هاي ما

چونانکه بايدند
نه بايد ها...
هر روز بي توروز مبادا است



قيصر امين پورفروردين 77

6 comments:

Anonymous said...

لبخند سپیده در بهاران داری
پویایی جویبار و باران داری
نرمای نسیم و بوی گل خنده ی باغ
داری همه را و بی شماران داری

Anonymous said...

دیر وقتیست می خواستم این نوشته را نقاشی کنم
با امدن به اینجا مردد شدم
دلیلش را خود نیز نمی دانم
چه اهمیتی داره!

پرشین said...

خیلی کم پیدایی خانوم

Anonymous said...

سلام
مهين خانم
كم پيداييد
دلمون تنگ شده

مهین said...

سلام دوستای عزیز ممنون از کامنتتتون
من تا امروز نمی تونستم وارد وبلاگ شم
نمی دونم چند وقت بود که نمیشد ساین این شم

مهین said...

"راستی دوست عزیز چه" اهمیت داره
چرا برای نوشتن کامنت مردد بودین خوشحال میشم برام کامنت بذارین ممنون
راستی اسمتون برام اهمیت داره
اگه دوست داشتین بنویسین!