بي تو
نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم
چرا صدايم كردي
چرا ؟
سراسيمه و مشتاق
سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي
نشان به آن نشان
كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت
و عصر
نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم
چرا صدايم كردي
چرا ؟
سراسيمه و مشتاق
سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي
نشان به آن نشان
كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت
و عصر
عصر واليوم بود
حسین پناهی

3 comments:
سلام
بله
چهارشنبه می رسیم
سلام
زيبا بود مثل بقيه
از توصيه خوبتون ممنون
اشعار آقاي صالحي رو حتما بيشتر مي خونم
سلام آقا کاوه اون توصیه نبود پیشنهاد بود !اگه دوست داشتین بخونینشون و لذت ببرین
Post a Comment