
Photo:Borkowska
ماه در اوج آسمان می رود
و ما در گوشه ای از شب
همچنان به گفتگوی دست ها
گوش فرا داه ایم و ساکتیم
و در چشم های هم یکدیگر را میخوانیم
در چشم های هم یکدیگر را می بخشیم
و من همه دنیا را در چشم های او می بینم
و او همه ی دنیا را در چشم های من میبیند
و ما در چشم های هم ساکتیم
و در چشم های هم می شنویم
و در چشم های هم یکدیگر را می شناسیم
یکدیگر را می بینیم
و چشم در چشم هم
و گوش به زمزمه لطیف و مهربان دست ها خاموشیم
و ماه در اوج آسمان می رود
دکتر علی شریعتی 1343
1 comment:
هیچ می دانی نگاه کردن به چشمهای زیبایت چقدر سخت است
دوست دارم یواشکی از بالای دیوار حیا چشمهایت را سیر ببینم
نمی دانم چرا دل تاب نمی آورد که درچشمانت غرق تماشا بمانم
انگار که باز هم پای تخته سیاه معلم پرسشی دارد که پاسخش را نمی دانم
اگر نوازش های مهربانت نبود حتما از غصه مرده بودم
Post a Comment