خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
ماييم كه يا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم هر پسين
اين روشناي خاطر آشوب
در افق هاي تاريك دوردست نگاه ساده فريب كيست كه
همراه با زمين مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟اي راز اي رمزاي
همه روزهاي عمر مرا اولين و آخرين
حسين پناهي
1 comment:
مرا به سرد ترین برسان
Post a Comment