
رابطه از يه نگاه شروع ميشه! از يه لبخند،از يه كلمه مثله سلام! از يه كارت تبريك، از يه سوال كه ميتونه روحتو زير و رو كنه
رابطه گاهي با يه سفر شروع ميشه! توي راه مي بينيش. باهاش همسفر ميشي. تو كشتي كنارش ميشيني.با هم به مرغاي درييايي غذا ميدين.تا جايي كه احساس ميگه ، دلش واسه دوباره ديدن اون همسفر تنگه
رابطه گاهي با اومدن يه آدم سرزنده و شاد، به محيط خشك يه اداره شروع ميشه. يه آدم تازه كه دنيا رو جور ديگه مي بينه. چيزايي رو به تو يادآور ميشه كه تا به حال نيده بوديش.بهش دقت نكرده بودي. يه آدمي كه با لهجه روحش حرف مي زنه.ميتونه با طنز لطيفش تو رو بخندونه
رابطه گاهي با خوندن يه شعر، شروع ميشه! وقتي شعر مي خوني ، آدما رو ميبري به اعماق جايي كه كمتر فرصت سرزدن بهش داري . يه كتاب كه نه نويسنده شو ديدي ، نه مي شناسي. نه تا به حال به زبون مادري اون ، حرف زدي. اما وقتي قصه شو مي خوني ، با تجربه هاش آشنا مي شي. يه جايي روحت با روح اون تلاقي مي كنه.حرفاش واست انگيزه ميشه
.رابطه گاهي با يه دكمه روي صفحه كي بورد، شروع ميشه. يهو مي برتت اونور دنيا، اونور شهر و ديارت
.رابطه گاهي با يه احوال پرسي تو صف نون يا تاكسي يا اتوبوس شروع ميشه
. گاهي وقتا با توجه تو شروع ميشه.توجه به اين كه چرا امروز چشماي همكارم غمگينه؟ چرا امروز حوصله نداره؟
هر كاري كه ميكني رفيق ، هر كلامي كه به زبون مياري هر قصد و تصميمي كه ميگيري ، يا به زيبايي يه رابطه تداوم مي بخشه يا عمر لحظه هاي آشنايي رو كم ميكنه
1 comment:
تو را می خواهم دانم که هرگز به کام دل در آغوشت نگیرم
Post a Comment