Sunday, July 29

فاصله نامها


ميان شب و روز، فاصله‌ای‌ست

که گرگ و ميشِ گمان من و پسينِ آسمانش می‌نامند

. ميان سکوت و پچپچه، فاصله‌ای‌ست

که تصميمِ ترنمی در پسِ پنهانِ سينه‌اش می‌نامند

. ميان زادنِ پيله و آسمان پروانه، فاصله‌ای‌ست

که آرامشِ انتظار و ترانه‌ی تکاملش می‌نامند

. ميان گونه‌ی نوزاد و لبانِ نوبالغ من، فاصله‌ای‌ست

که سايه‌روشنِ ميلِ غريبِ ملکوتش می‌نامند

. ميان همين شد آمدِ اندوهِ آدمی، فاصله‌ای‌ست

که بغض بی‌قرار گريستنش می‌نامند

. ميان سرانگشتِ سرودن و اين دفتر سپيد، فاصله‌ای‌ست

که بارانِ بی‌امان تغزل و ترانه‌اش می‌نامند

. ميان ماه و اين کوچه‌ی منتظر، فاصله‌ای‌ست

که پرده‌پوشِ نابهنگامِ سحابی‌اش می‌نامند

. ميان فتيله و کورسوی کبريتِ نمور، فاصله‌ای‌ست

که ترديد تداوم شب بی‌پايانش می‌نامند

. ميان خواب شبانه و بيداری سَبَق، فاصله‌ای‌ست

که رويایِ سبکبالِ نوش‌انديشِ کودکانه‌اش می‌نامند

. ميان چکامه‌ی شبنم و رگبرگِ بابونه، فاصله‌ای‌ست

که خواهشِ خاموشِ تشنگی‌اش می‌نامند

. اما ميان من و تو ... ای تغزلِ مغموم! فاصله‌ای‌ست

که ميان همه‌ی مفاهيم آسيمه‌ام هنوز ناميش نيست

! ناميش نيست



سيد علي صالحي

1 comment:

Anonymous said...

سهراب سپهري:
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند
نه
صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر
همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست